افراد محجور که دچار عارضه جنون هستند و یا صغیر میباشند . بهطورکلی پدر و یا جد پدری و یا وصی دارند . که قانوناً برای اداره امور این اشخاص صلاحیت قانونی دارند. حال در برخی از شرایط برای افراد محجور قیم تعیین میشود . که در ادامه این مطلب به اینکه قیم چه کسی است . چه اختیاراتی دارد . بهطورکلی چه نکاتی در رابطه با قیمومیت وجود دارد . خواهیم پرداخت.
قیم کیست؟!
اگر شخص محجوری پدر یا جد پدری و یا وصی نداشته باشد که اموال و امور او را اداره کند برای او قیم تعیین میشود.
بهعبارتدیگر قیم کسی است که در صورت فقدان پدر یا جد پدری و یا وصی . از سوی مقامات صالح قضایی برای اداره امور اشخاص محجور تعیین میشود.
البته ناگفته نماند که امکان دارد محکمه ناظری را برای کارهای این قیم مشخص کند . تا نظارت بر اعمال قیم نسبتبه اداره امور محجور داشته باشد.
در چه مواردی قیم تعیین میشود ؟!
در برخی از موارد برای اشخاص قیم تعیین میشود .
1 ) جاییکه کودکانی ولی خاص مانند پدر، جد پدری و یا وصی ندارند.
2 ) در رابطه با مجانین و اشخاص غیر رشید که جنون و یا عدم رشد آنان مربوط به هنگام صغر ( کم سالی ، خردسالی، کودکی) بوده و ولی خاص ندارند.
3 ) در جاییکه مجانین و اشخاص غیر رشید که جنون یا عدم رشد آنها مربوط به زمان صغر آنها نیست . یا بهعبارتی اگر بعد از اینکه آنان بالغ شدند و همچنان به جنون و عدم رشد مبتلا بودند . در این حالت دادگاه مبادرت به تعیین قیم برای آنها مینماید.
چه افرادی نمیتوانند قیم شوند؟!
برخی از افراد نمیتوانند برای قیمومت انتخاب شوند . مثلاً کسانی که بهخاطر سرقت، خیانت در امانت، کلاهبرداری، اختلاس، هتک ناموس یا منافات عفت. جرم نسبتبه اطفال یا ورشکستگی محکومشده باشند . یا افرادی که معروف به فساد اخلاقی هستند . یا زن شوهرداری که بدون اجازه شوهر بخواهد قیمومیت قبول کند . یا کسانی که خود یا خویشاوندان طبقه اول آنها دعوایی بر علیه شخص محجور مطرح کرده باشند . همچنین کسانی که تحت ولایت و قیمومت هستند.
جالب است بدانید که مطابق با قوانین اسلامی قیم باید مسلمان باشد . یعنی اگر قیم کافر بود نمیتواند قیم یک فرد مسلمان شود . همچنین قیم باید عاقل ،بالغ ،بصیر و آگاه به موارد مدنظر باشد . چهبسا که باید اهلیت و شایستگی اخلاقی نیز داشته باشد.
اولویت تعیین قیم با چه کسانی است؟!
در پاسخ به این سوال باید گفت برای تعیین قیمومت بستگان و خویشاوندان شخص محجور علیالخصوص والدین او اولویت دارند. درجایی که این اشخاص برای قیم شدن وجود داشته باشند . نوبت به سایرین نمیرسد مگر در شرایط خاص مثل این که این افراد صلاحیت قیمومت نداشته باشند . یا مطابق با قانون نتوانند قیمومت دیگری را متقبل شوند.
چگونه قیم منصوب میشود؟!
اگر شخصی مجنون باشد و یا کودکی که ولی او از دنیا رفته باشد مطابق با قانون از او حمایت خواهند شد.
در وهله اول باید گزارش اینموضوع را به دادستان داد و بهطورکلی شروع دادرسی در رابطه با حجر و قیمومت از دادستان و گزارش به او خواهد بود . بعد از آن دادستان باید ادامه تحقیقات را به دادگاه خانواده بسپارد.
در رسیدگی به اینموضوع در وهله اول دادگاه خانواده نسبتبه اینموضوع که چه کسانی صلاحیت برای نصب قیم دارند . رسیدگی میکند و اینکه مورد بررسی قرار میدهد آیا شخص واقعاً محجور است یا خیر؟!
دادگاه همچنین این که محجور ولی خاص دارد یا خیر را نیز مورد بررسی قرار میدهد . که چنانچه اگر فرد محجور نبوده و یا ولی خاص داشته باشد پیشنهاد نصب قیم منتفی خواهد شد.
اگر فرد معرفیشده برای قیمومت صلاحیت نداشته باشد . دادگاه به دادستان دستور خواهد داد که شخص دیگری را معرفی نماید . ازطرفیدیگر گاهی نیاز است که شخص یا اشخاصی را نیز مامور نظارت بر قیم قرار دهد . که نمونه بارز آن این است که ناظری تعیین میشود برای زنی به سمت قیمومیت تعیینشده و سپس ازدواج میکند . پس همانطور که گفته شد در این شرایط دادگاه میتواند ناظری برای نظارت بر اعمال قیم تعیین کند.
چگونه قیم عزل میشود ؟!
قیم همیشه باید صلاح و مصلحت محجور را بخواهد . درغیراینصورت دادگاه اقدام به تغییر و عزل او مینماید. فرض بفرمایید مشخص شود که قیم امانتدار نیست دراینصورت از قیمومیت عزل میشود.
بهعلاوه زمانیکه قیم به جرایمی مثل سرقت، خیانت در امانت ،اختلاس ،هتک ناموس ،منافات عفت ، جرم نسبتبه کودکان مرتکب شده . یا ورشکسته شود . یا اگر به هر دلیلی محکوم به حبس شود و نتواند امور محجور را اداره کند از سمت خود عزل خواهد شد.
قیم باید سالی یکبار حساب تصدی را به دادستان و یا نماینده او ارائه دهد . در غیر این صورت از سمت خود عزل میشود . اما اگر بعد از تعیین شخص دیگر برای قیمومت حساب تصدی را بفرستد .یا تاخیر در ارسال حساب تصدی عذر موجه داشته باشد امکان دارد که مجدد به قیمومت بازگردد و در سمت خود باقی بماند.
در جاییکه قیم بهطور عمدی و قصد برخی از اموال محجور را در صورت اموال او ذکر نکند . انجام هر اقدامی موجب میشود که آن قیم عزل شود.
سازمان بهزیستی
مطابق با قانون در مواردی که سازمان بهزیستی کشور مکلف و عهدهدار امور افراد محجور است . نیاز نصب قیم داشته وظیفه دارد . برای نصب قیم این موضوع را به مراجع قضایی اطلاع دهند . تا دادگاه فرد معینی را بهعنوان قیم تعیین کند اما تا زمانیکه تعیین نکرده . در موارد ضروری دادستان میتواند رییس سازمان مذکور و مدیران کل و رؤسای ادارات بهزیستی را با حق توکیل بهغیر بهصورت موقت بهعنوان نماینده قانونی اشخاص محجور و با اختیارات قانونی قیم منصوب کند.
نصب امین برای محجور
گاهی اوقات برای حمایت از محجور تا زمانیکه قرار است . دادگاه برای او تعیین تکلیف کند و قیم نصب کند . در قانون اقدامی بهعنوان تعیین امین بهصورت موقت برای تصرف لازم در اموال محجور عنوانشده . در اینجا دادگاه میتواند شخصی را که محجور معرفیشده است . تصرفاتش را در اموالش بهطور موقت ممنوع کند و تمامی این اقدامات برای مصلحت محجور و جلوگیری از حیفومیل شدن اموال او میباشد . که بعد از آن برای او تعیین امین میشود . تا تکلیف پرونده و مشخصشده و قیم عهدهدار امور او شود.
اختیارات قیم
کسی که به سمت قیم نصب شدهاست . میتواند در اموال منقول تحت قیمومیت دخلوتصرف کند . ولی نسبتبه اموال غیرمنقول باید اجازه دادستان را گرفته باشد و اگر فرد صغیر به سن بلوغ رسید . تمامی اموال از قبیل منقول غیرمنقول به او تعلق میگیرد . اگر شکایتی علیه عملکرد قیم داشته باشد مبنی براینکه مصلحت او را رعایت نکرده . میتواند به مراجع قانونی شکایت کنند . ولی دراینصورت فرد قیم هم میتواند مدارکی داشته باشد . که ادعا کند در نگهداری از اموال مصلحت را رعایت کرده است .
وظایف قیمي
بهطورکلی قیم باید در اداره امور مالی محجور رعایت مصلحت کند و از ایجاد ضرر به حال محجور بپرهیزد . بهعلاوه قیم تکلیف دارد . که لیستی از کلیه داراییهای مهجور تهیه کنه و یک نسخه از آن را به امضای دادستانی برساند . دادستان باید میزان دارایی را مورد بررسی قرار دهد.
بدینترتیب قیم نیز باید اموال ضایع شدنی محجور را بفروشد . یعنی اموالی که امکان زوال آنها وجود دارد را فروخته و با پول آن مالی را بخرد که به صلاح محجور باشد.
مراقبتهای درمانی و بهداشتی مولی علیه نیز از جمله وظایف قیم است.
قیم میبایست هزینه زندگی محجور و اشخاص واجبالنفقه و همچنین هزینه معالجه آنها و هزینههای لازم دیگر را مانند تربیت اطفال محجور بپردازد بهعلاوه باید اسناد و اشیای قیمتی محجور را به اطلاع دادستان رسانده و وجوه نقدی که مورد احتیاج نیست را در یکی از بانکها بگذرد.
معاملات قیم چه حکمی دارد ؟!
برای اینکه قیم بخواهد برخی از معاملات را انجام دهد باید اجازه مولی علیه را داشته باشد . در برخی نیز نیاز به اجازه نیست. چهبسا که برخی از معاملات توسط قیم بهطورکل ممنوع است . مثلاً معامله قیم با محجور درصورتیکه موجب انتقال مال بین آنها باشد . برای اینکه قیم از این امر سوءاستفاده نکند و ضرر به محجور نرسد بهطورکلی ممنوع و منع شده . ازطرفیدیگر قیم نمیتواند اموال محجور را هبه نماید و ببخشد.
چه معاملاتی توسط قیم نیاز به اجازه دادستان دارد؟
- صلح
- فروش اموال غیرمنقول
- وام گرفتن برای محجور بدون ضرورت و احتیاج
- رهن اموال غیرمنقول محجور
- معاملهای که در آن قیم مدیون مولی علیه شود( که دراینصورت ملائت قیم شرط تصویب و اجازه دادستان است .)
آیا قیم دستمزد میگیرد ؟!
شاید برای شما هم سوال بهوجودآمده باشد . که آیا اجرت و یا دستمزدی برای قیم میتوان در نظر گرفت یا خیر؟! در پاسخ به این سوال باید گفت تقاضای اجرت برای قیم امری امکانپذیر است . قیم میتواند برای انجام امور راجع به این امر اجرت مناسب و متعارف با نظر دادستان داشته و از اموال محجور برداشت کند.
چه عواملی در تعیین دستمزد قیم مدنظر قرار میگیرد؟!
- درآمد محجور .
- کیفیت و کمیت کار قیم در اداره اموال و مواظبت شخص محجور .
- وضع محلی که اقامتگاه محجور در آن واقع بوده و قیمومت در آنجا انجام میشود.










یک پاسخ